آرشيو ‘خواندنی ها’

72 سال تیر اندازی، مجموعه ای شگفت انگیز از سفری در زمان

سفر به گذشته شاید از نظر فیزیکی -در زمان حال- غیر ممکن باشد اما خانم ریا ون دایک، 92 ساله از هلند نشان می دهد فاصله بسیار کمی تا ممکن شدنِ، غیر ممکن وجود دارد.

1936

ریا وقتی که جوان بود یعنی در سال 1936 برای گردش با دوستانش به یک شهر بازی رفت، دوستانش که از مهارت تیر اندازی او با خبر بودن از او خواستند با تفنگ بادی شلیکی کند تا هم عکسی گرفته و هم جایزه ای برده باشند. ریتا که از کودکی همراه برادرش در باغ کناری خانه، با تفنگ بادی شلیک می کرد؛ توانست در این مسابقه هم به هدف بزند، در آن زمان او فقط 16 سال داشت.

اما سال بعد اتفاق جالبی برای ریا افتاد، او باز در همان روز، در همان مکان، با همان تفنگ دوباره شلیک کرد و یک عکس یادگاری دیگر هم گرفت. این دو عکس شروعی برای ریا بود تا نزدیک یک قرن تغییر را به تصویر بکشد و یا سفری در زمان کند.

ریا تاکنون 72 عکس از 72 سال زندگی، 72 سال گذر عمر و خلاصه 72 سال تغییر گرفته است که اگر کمی ریز بین باشید در ورای این عکس ها می توانید بسیاری نکات از جمله مد ها، آرایش ها و … را ببنید. او که حالا فردی مشهور در هلند و جهان است عکس هایش را به صورت یک کتاب در آورده تا به قول خودش 72 سال تغییر را برای دنیا به تصویر بکشد.

اگر دوست دارید، با فول نت همراه شوید تا سفری 72 ساله را با هم تجربه کنیم.

ادامه مطلب »

Share

۱۰ موقعیت وحشتناک برای زندگی در فضا!

اگر در کودکی از نسل ما می پرسیدند: “می خواهید چه کاره شوید؟”، غالب هم دوره های من دوست داشتند خلبان شوند آن هم فقط از نوع جنگی. اما حالا این تمایلات کمی فرق کرده ولی همچنان آسمان برای کودکان شاید محبوب ترین جای دنیاست. کودکان امروزی وقتی مورد پرسش این سوال قرار می گیرند اکثرا می گویند: “فضا نورد”، که با توجه به سیل تکنولوژی این انتخاب یک پیشرفت طبیعی محسوب می شود.

اما فضا نورد شدن و زندگی در کپسول های حیاتی فضایی به این آسانی ها هم نیست، در واقع دشوار ترین نوع زندگی برای بشر است، اما شاید بتوان گفت شیرین ترین دشواری برای نوع بشر.

- افتادن ناخنهای دست

تجربه نشان داده دستکش های لباس های فضایی که فضانوردان در هنگام کار کردن یا راهپیمایی فضایی در خارج از ایستگاه فضایی به دست می کنند برای سلامت آنها بسیار مضر است. بررسی هایی که به تازگی انجام گرفته نشان می دهند در حدود 10 درصد از فضانوردان در اثر پوشیدن این دستکشها به “آسیب ناخن انگشت” دچار می شوند و تعدادی از آنها یکی از ناخنهای خود را به کلی از دست می دهند زیرا دستکش با محدود کردن مسیر حرکت انگشتان دست می تواند به ناخنها آسیب رسانده و آنها را بکند هر چه دست فضانورد بزرگتر باشد، این آسیب دیدگی جدی تر می شود و شاید ناسا باید برای کاهش دادن ابتلا به آن در جستجوی فضانوردانی با جثه کوچکتر باشد.

-خطرهای بی وزنی

زندگی در خلاء می تواند نتایج کاملا عجیبی بر زندگی داشته باشد. در ماه مارچ سال 2007 فضانورد “سونیتا ویلیامز” در تلاش بود تا مقداری سبزیجات و چاشنی معطر را درون سوشی فضایی خود بگنجاند که ناگهان این مواد در خلاء متلاشی شده و همه جا را در بر گرفتند و بلافاصله دیوارها و فضای اطراف مملو از قطرات و ذرات گیاهی شد. از بین رفتن بوی این ماده در فضای ایستگاه مدت زمان زیادی را صرف کرد و ویلیامز نیز ناچار شد دیگر از این گیاه سنتی ویژه سوشی استفاده نکند زیرا آنها برای دستگاه هایی که درون ایستگاه قرار داشتند بسیار خطرناک به شمار می رفتند.

- سواری خطرناک

در حالیکه معلق ماندن در ایستگاه فضایی می تواند بسیار هیجان انگیز باشد، ورود یا خروج از آن می تواند سواری بسیار خطرناکی به شمار برود. به ویژه گفته می شود سفرهایی که توسط کپسول فضایی سایوز صورت می گیرند فشار شدیدی را به فضانوردان وارد می آورند. “تریسی کدوول دایسون” به تازگی و پیش از اینکه از ایستگاه به زمین بازگردد گفت: “می گویند سفر با سایوز تجربه ای مانند یک تصادف قطار، در پی آن تصادف خودرو و در نهایت افتادن از روی دوچرخه را برای انسان خلق می کند”. اما پس از اینکه وی این سفر را تجربه کرد تمامی این شایعات را رد کرد و اعلام کرد به هیچ وجه اذیت نشده و سفر بازگشت به خانه اش، سواری بسیار هیجان انگیزی بوده است.

- رژیم غذایی فضایی

غذاهای فضایی هنوز با غذاهای دلنشین و گوارا فاصله فراوانی دارند. میوه های تازه و سبزیجات در ایستگاه نایابند و استفاده از غذاهایی مانند نان در خلاء غیر ممکن است زیرا ذرات آن در شرایط خلاء در همه جا شناور خواهند شد و تمیز کردن آنها برای ساکنان ایستگاه به یک فاجعه تبدیل می شود و فضانوردان از صرف غذاهای تکراری با قابلیت گرم کردن مجدد که در برنامه ای هشت روزه تکرار می شوند، عاصی می شوند در زمستان سال 2004 ماموریت ارسال مخزن مواد غذایی تازه به ایستگاه به تاخیر افتاد و از این رو ساکنان ایستگاه مجبور شدند غذای خود را جیره بندی کنند. در آن زمان دو ساکن ایستگاه حجم غذای روزانه خود را به نیم کاهش دادند و برای جبران کالری های جذب نشده از انواع شکلات و دسرها استفاده کردند.

- فضای دلگیر

علی رغم اینکه ایستگاه طی 10 سال گذشته گسترش یافته و امکان سکونت دائم در آن به وجود آمده است، بسیاری از فضاهای داخلی آن بسیار تنگ و کوچک هستند. و تا یک و نیم سال پیش تعداد ساکنان ثابت ایستگاه 6 نفر بود، این یعنی میزان تقسیم فضا میان افراد بیشتر می شد و به هر یک از این افراد فضاهای کمتری تعلق می گرفت. خوابیدن در ایستگاه می تواند بسیار دشوار باشد، به ویژه اگر ناچار باشید در تورفتگی به اندازه یک کابین تلفن بخوابید و اگر خوابیدن امکان پذیر شد، خطر دیگری در کمین فضانوردان است. به گفته “ژولی پایت” فضانورد کانادایی ممکن است زمانی که از خواب بیدار می شوید خود را در جایی نبینید که در آن به خواب رفته اید.

- مشکلات بهداشتی

عدم وجود حمام در ایستگاه معمولا تجربه های دردناکی را برای فضانوردان به وجود می آورد. خلاء استفاده از حمام و دوشهای آب معمولی را در ایستگاه غیر ممکن می کند، و فرایند خشک شدن رطوبت نیز خود داستانی دیگر است. از این رو فضانوردان برای شستن لباسهای خود از تفنگ آبی ویژه ای استفاده می کنند آب را به سمت لباسها شلیک می کند. همچنین برای شستشوی موهای سر، فضانوردان از شامپوهای خشک استفاده می کنند. حال برای درک عمق فاجعه می توانید کوچک بودن فضای ایستگاه را تصور کنید در حالی که باید 6 ماه در کنار چند نفر دیگر در چنین حفره کوچکی زندگی کنید و به حمام نیز نروید.

- مشکلات دستشویی

یکی از آزار دهنده ترین و مداوم ترین مشکلات ایستگاه وضعیت دستشویی آن است. در ایستگاه فضایی دو دستشویی وجود دارد که یکی از آنها در بخش روسی ایستگاه و دیگری در بخش آمریکایی آن قرار گرفته است که هر دوی آنها برای قابل استفاده بودن عملیات لوله کشی طاقت فرسایی را طلب می کنند. سپس مشکل بعدی فاضلاب است، که در سال 2009 با استفاده از سیستم بازیافت و تصفیه از فاضلاب ایستگاه آب آشامیدنی، آب برای شستشو و آشپزی به دست آمد. ساندار موگین یکی از فضانوردانی که در آن دوره در ایستگاه به سر می برد از این عملیات به عنوان یکی از وحشتناک ترین و شگفت انگیز ترین فعالیتهایی یاد کرده که در ایستگاه انجام گرفته است.

- استخوانهای فرسوده

جدا از حالت تهوع روزانه، فضانوردان باید به قیمت ماندن و زندگی کردن در مدار زمین، عواقب سلامتی سنگینی را تحمل کنند. یکی از مهمترین این موارد تاثیرات کیهانی بر روی تراکم استخوان فضانوردان است. مطالعات نشان می دهند قدرت استخوانهای اخترشناسان با نیم سال اقامت در فضا در حدود 14 درصد کاهش پیدا می کند. دیگر تحقیقات نشان می دهند که تراکم مواد معدنی استخوانها با هر ماه اقامت در فضا 0.4 تا 1.8 درصد کاهش پیدا می کند و فضانوردان را با خطر بیشتر شکستگی و پوکی استخوان مواجه می شوند.

- تهوع

خو گرفتن به زندگی در خلاء به ویژه به خاطر نبودن شبیه ساز شرایط خلاء بر روی زمین، زمان زیادی از فضانوردان می گیرد و از این رو به هم خوردن وضعیت طبیعی بدن فضانوردان و احساس حالت تهوع شدید پس از پرتاب و حتی قبل از اینکه فضاپیما به ایستگاه فضایی برسد، امری رایج است.

- تنهایی

شاید سخت ترین بخش از زندگی در فضا احساس انزوا و احساس دلتنگی شدیدی است که پس از نیم سال اقامت در ایستگاه به فضانوردان دست می دهد. با وجود اینکه فضانوردان می توانند با مراوده با همکاران خود در ایستگاه و یا برقراری چند تماس تلفنی با منزل بر این احساس غلبه کنند، واقعیت این است که گاه بخشی مهمی از زندگی آنها در حالی سپری می شود که فضانوردان بر روی زمین نیستند. برای مثال در سال 2007 مادر فضانورد دانیل تانی در اثر تصادف رانندگی کشته شد اما وی در ایستگاه به سر می برد و از این رو در فاصله 320 کیلومتری از زمین برای مادر خود عزاداری کرد تا دو ماه پس از مرگش دوباره به زمین بازگردد. همچنین در سال 2004 فضانورد مایکل فینک به دلیل حضور در ماموریت ناسا در ایستگاه نتوانست در هنگام تولد فرزند دومش در زمین حضور داشته باشد و چهار ماه پس از تولد فرزندش به زمین بازگشت.

اما خیلی ها هستند که حاظرند تمام این سختی ها را به جان بخرند تا فقط چند روزی خارج از این کره خاکی باشند.

منبع: mehr

Share

میخواهم معجزه بخرم

وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: “فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد”.

از زیر تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار. بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم می زد و سرفه می کرد، ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.

داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت:” چه می خواهی؟”

دخترک جواب داد: “برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم”.

داروساز با تعجب پرسید: “ببخشید؟!!”

دختـرک توضیح داد: “برادر کوچک من، داخل سـرش چیزی رفته و بابایم می گویـد که فقط معجـزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟”

داروساز گفت: “متاسفم دخترجان، ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم”.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: “شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟”

مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید: “چقدر پول داری؟”

دخترک پول ها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد، مرد لبخنـدی زد و گفت: “آه چه جالب، فکـر می کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!” بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت: “من می خواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد”.

آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود.

فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت. پس از جراحی، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: “از شما متشکـرم، نجات پسرم یک معجـزه واقعـی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟”

دکتر لبخندی زد و گفت: “فقط 5 دلار!”

Share

10 اختراع ساده و کاربردی

مدیر نویسندگان : ناصر کربلایی

با سلام به دوستان خوب فول نت ، امروز تصمیم داریم چند نمونه از اختراعات و ابتکارات ساده و در عین حال جالب و کاربردی و ارزان برای شما معرفی کنیم. بیشتر این اختراعات در زندگی روزمره ما مورد استفاده قرار می گیرند و بودنشان در هر خانه ای لازم است. وقتی متوجه میشویم با کمی نکته سنجی و دقت میشود از یک طرح و ایده شخصی به یک مدل جهانی رسید بیشتر حسرت میخوریم که چرا ما خودمان نتوانستیم یکی از این اختراعات را به نام خودمان ثبت کنیم، برای دیدن این نوآوری ها در ادامه مطلب با ما باشید.

1-قوطی نوشابه جدید

همانطور که میدانید محتوای قوطی های نوشایه بعد از اینکه درب قوطی باز شد باید طی یک مرحله استفاده شود چون دیگر درپوشی برای نگهداری از مایع درون قوطی در مقابل هوا وجود ندارد و محتوای قوطی به سرعت فاسد میشود اما با این ایده جدید دیگر لازم نیست نگران فاسد شدن نوشابه خود باشید. طراحی این قوطی نوشابه به نحوی است که پس از باز شدن درب قوطی، ضامن یک درب پیچی نیز آزاد میشود که به شما اجازه میدهد وقتی که نیاز به مصرف مابقی نوشابه نداشته باشید درب قوطی را پیچانده و یک لایه محافظ برای نوشابه ایجاد کنید.

ادامه مطلب »

Share

بلندترین برج چوبی جهان یا عجیب ترین معمار جهان!؟

مدیر نویسندگان : ناصر کربلایی

       آرخان گِلسک شهری در شمال غربی روسیه است که از طرف مردمان محلی به شهر برجهای چوبی معروف است، بیشتر خانه های این شهر از جنس چوب و با ارتفاع حداقل دو طبقه ساخته شده اند . اما چیزی که باعث شهرت و خاص بودن این شهر کوچک شده بدون شک بلندترین برج چوبی جهان است که 13 طبقه (43 متر) ارتفاع دارد و از لحاظ ارتفاع حدوداً به نصف برج بیگ بن لندن می رسد و به خانه گانگستر چوبی معروف است.
نیکولای ساتیاگین مالک و آرشیتکت این خانه است. نیکولای در سال 1992 شروع به ساخت این خانه نمود و طی 15 سال بعد از آن به تنهایی مراحل ساخت این برج را بر عهده داشت او در ابتدا تصمیم داشت بلندترین برج چوبی شهر خودشان را بسازد اما بعداً تصمیمش را عوض کرد و تصمیم گرفت بلندترین برج چوبی دنیا را بسازد.

    احتمالا دوست دارید داستان معماری فانتزی و عجیب این برج را بدانید، داستان از اینجا شروع میشود که نیکولای برای دیدن بلندترین سازه های چوبی دنیا و نحوه معماری و ساخت آنها به چند کشور مختلف از جمله ژاپن و نروژ سفر کرده بود و طی این سفرها به این نتیجه رسید که سقف خانه دو طبقه خود را که در حال تخریب بود نوسازی و روی آن سه طبقه دیگر اضافه کند. پس از اضافه کردن سه طبقه، او از نتیجه کار راضی نشد و دوباره شروع به اضافه کردن طبقات دیگر یکی بعد از دیگری کرد تا جایی که خانه در طبقه سیزدهم به پایان رسید. کار نیکولای از دو جهت برای همه عجیب بود اول اینکه او به تنهایی و بدون کمک گرفتن از هیچ شخص دیگری تمامی مراحل ساخت برج از کشیدن نقشه تا ساخت نوک برج را بر عهده داشت و دوم اینکه این برج بدون هرگونه مهار کافی و مقاوم در  مقابل باد و طوفان و سایر عوامل جوی ساخته شده و همین پایداری برج از سال 2007 تاکنون در مقابل آب و هوای یخبندان روسیه برای همه سوال برانگیز است. بعد از اتمام ساخت این برج چوبی مدیران 18 شرکت بزرگ خانه سازی در روسیه و رسانه های این کشور برای دیدن این برج به محل ساخت آن رفتند و از پشتکار نیکولای ساتیاگین شگفت زده شدند، او نیز در مورد مراحل ساخت و نحوه اجرای آن توضیحات کاملی به رسانه ها و مدیران ارائه کرد. تصویر زیر نیکولای ساتیاگین را در کنار برج چوبی اش نشان میدهد.

      اکنون دیگر نیکولای به شهرت رسیده بود اما چه فایده که تمام دارایی خود را خرج ساختن برج چوبی کرده بود و دیگر هیچ سرمایه ای نداشت، سوتیاگین بیچاره با همسرش در 4 اتاق سرد که در طبقه همکف برج قرار داشتند به زندگی ادامه می دهند.اما همسایگان او نظرات متفاوتی دارند عده ای خانه را شبیه هیولا عده ی دیگر برج را مایه افتخار شهر و تعدادی نیز آن را مستعد آتش سوزی مهیب و بی خانمانی همه ی مردم شهر می دانند. جالب است بدانید این برج معروف!! آسانسور ندارد و برای دسترسی به طبقات آخر برج باید از نردبان استفاده کرد.

پی نوشت: این همه برج ساختن فقط برای زندگی در 4 اتاق  عجیبه نظر شما چیه؟

Share

ربات های A.M.P , BigDog , Rise

تهیه وتنظیم: رضا احمدی

 A.M.P. music robot:این ربات اولین بار با همکاری  Sega toys  و Hasbro در سال 2008 عرضه شد.ربات A.M.P در واقع یک  پخش کننده موسیقی میباشد. عرضه اولیه آن (که با قیمت 500 دلار در ژاپن و امریکا صورت گرفت ) زیاد موفق نبود ولی دوباره شرکت Ologic    دریک کنفرانس ورژن جدیدی از این ربات نمایش داده که برخلاف ورژن  قبلی می توان این ربات را توسط تلفن هوشمند کنترل کرد و همچنین ربات A.M.P می تواند موسیقی را توسط بلوتوس اجرا کند . شرکت Ologic قول داده ربات A.M.P در سال 2012 یا 2013 با قیمت 300 تا 400 دلار وارد بازار کند.

می توانید برای مشاهده این ربات به اینجا مراجعه کنید

ادامه مطلب »

Share

عجایب 7 گانه ژاپن

وقتی نام ژاپن شنیده می شود ذهن خود به خود درگیر واژه ای به نام سامورایی می شود. سامورایی ها مردمان عجیبی بودند شاید بهتر باشد بگویم ژاپنی ها مردمان عجیبی هستند. اگر فول نت را دنبال کنید بعد ها بیشتر در مورد این کشور شگفتی ساز خواهم نوشت.

راستی آخرین و یکی از جالب ترین فیلم هایی که در مورد سامورایی ها دیدم “The Last Samurai” بود، اگر تا به حال این فیلم را ندیده اید دیدنش خالی از لطف نخواهد بود.

- معبد کیومیزو، کیوتو

کیومیزو، یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌ شده‌ترین معابد کیوتو است که معبد بودایی‌های «تندی» به‌ شمار می‌رود. این معبد در سال 778 میلادی بنا شد اما ساختمان‌های جدید آن که محل بازدید گردشگران است در سال 1633 میلادی ساخته شده‌اند. از جمله ویژگی‌های این معبد، معماری منحصر به فرد آن است که با وجود پیچیدگی و استحکام بالای خود، هیچ‌گونه میخی در آن به کار نرفته است. کیومیزو به معنای «آب زلال» است که به واسطه آبشار نزدیک معبد، روی آن نام‌گذاری شده و بنا شدن معبد روی کوه اوتوا، نما و منظره‌ای زیبا را پیش روی آن قرار داده است.

 

- قلعه هیمجی، هیمجی

قلعه هیمجی که از آن به عنوان یکی از زیباترین نمونه‌های برجای مانده از معماری چند وجهی قلعه‌های ژاپنی نام برده می‌‌شود در سال 1333 میلادی بنا شد. این معبد به دلیل در امان ماندن از بمباران‌های گسترده و ویران‌کننده منطقه هیمجی در دوران جنگ جهانی دوم، هم‌ چنین به عنوان یکی از سالم‌ترین قلعه‌های باستانی این کشور محسوب شده و امروزه از جمله بزرگترین و پرجاذبه‌ترین قلعه‌های ژاپن به شمار می‌رود. گفتنی است از دلایل مهم ایمن ماندن این قلعه وجود شبکه‌ای مستحکم از 83 ساختمان با سیستم‌های دفاعی پیشرفته بوده و هم‌چنین وجود دیوارهای ضخیم و مسیری پر پیچ‌و‌خم در اطراف آن که باعث سردرگمی مهاجمان می‌شد و هیچ‌گونه راهی را برای نفوذ دشمنان باقی نمی‌گذاشت.

ادامه مطلب »

Share

Powered by WordPress | Compare cell phone plans at BestInCellPhones.com. | Thanks to Free Sprint phones, Video Game Soundtracks and Fat Burning Furnace