آرشيو ‘هنری و تاریخی’

72 سال تیر اندازی، مجموعه ای شگفت انگیز از سفری در زمان

سفر به گذشته شاید از نظر فیزیکی -در زمان حال- غیر ممکن باشد اما خانم ریا ون دایک، 92 ساله از هلند نشان می دهد فاصله بسیار کمی تا ممکن شدنِ، غیر ممکن وجود دارد.

1936

ریا وقتی که جوان بود یعنی در سال 1936 برای گردش با دوستانش به یک شهر بازی رفت، دوستانش که از مهارت تیر اندازی او با خبر بودن از او خواستند با تفنگ بادی شلیکی کند تا هم عکسی گرفته و هم جایزه ای برده باشند. ریتا که از کودکی همراه برادرش در باغ کناری خانه، با تفنگ بادی شلیک می کرد؛ توانست در این مسابقه هم به هدف بزند، در آن زمان او فقط 16 سال داشت.

اما سال بعد اتفاق جالبی برای ریا افتاد، او باز در همان روز، در همان مکان، با همان تفنگ دوباره شلیک کرد و یک عکس یادگاری دیگر هم گرفت. این دو عکس شروعی برای ریا بود تا نزدیک یک قرن تغییر را به تصویر بکشد و یا سفری در زمان کند.

ریا تاکنون 72 عکس از 72 سال زندگی، 72 سال گذر عمر و خلاصه 72 سال تغییر گرفته است که اگر کمی ریز بین باشید در ورای این عکس ها می توانید بسیاری نکات از جمله مد ها، آرایش ها و … را ببنید. او که حالا فردی مشهور در هلند و جهان است عکس هایش را به صورت یک کتاب در آورده تا به قول خودش 72 سال تغییر را برای دنیا به تصویر بکشد.

اگر دوست دارید، با فول نت همراه شوید تا سفری 72 ساله را با هم تجربه کنیم.

ادامه مطلب »

Share

بلندترین برج چوبی جهان یا عجیب ترین معمار جهان!؟

مدیر نویسندگان : ناصر کربلایی

       آرخان گِلسک شهری در شمال غربی روسیه است که از طرف مردمان محلی به شهر برجهای چوبی معروف است، بیشتر خانه های این شهر از جنس چوب و با ارتفاع حداقل دو طبقه ساخته شده اند . اما چیزی که باعث شهرت و خاص بودن این شهر کوچک شده بدون شک بلندترین برج چوبی جهان است که 13 طبقه (43 متر) ارتفاع دارد و از لحاظ ارتفاع حدوداً به نصف برج بیگ بن لندن می رسد و به خانه گانگستر چوبی معروف است.
نیکولای ساتیاگین مالک و آرشیتکت این خانه است. نیکولای در سال 1992 شروع به ساخت این خانه نمود و طی 15 سال بعد از آن به تنهایی مراحل ساخت این برج را بر عهده داشت او در ابتدا تصمیم داشت بلندترین برج چوبی شهر خودشان را بسازد اما بعداً تصمیمش را عوض کرد و تصمیم گرفت بلندترین برج چوبی دنیا را بسازد.

    احتمالا دوست دارید داستان معماری فانتزی و عجیب این برج را بدانید، داستان از اینجا شروع میشود که نیکولای برای دیدن بلندترین سازه های چوبی دنیا و نحوه معماری و ساخت آنها به چند کشور مختلف از جمله ژاپن و نروژ سفر کرده بود و طی این سفرها به این نتیجه رسید که سقف خانه دو طبقه خود را که در حال تخریب بود نوسازی و روی آن سه طبقه دیگر اضافه کند. پس از اضافه کردن سه طبقه، او از نتیجه کار راضی نشد و دوباره شروع به اضافه کردن طبقات دیگر یکی بعد از دیگری کرد تا جایی که خانه در طبقه سیزدهم به پایان رسید. کار نیکولای از دو جهت برای همه عجیب بود اول اینکه او به تنهایی و بدون کمک گرفتن از هیچ شخص دیگری تمامی مراحل ساخت برج از کشیدن نقشه تا ساخت نوک برج را بر عهده داشت و دوم اینکه این برج بدون هرگونه مهار کافی و مقاوم در  مقابل باد و طوفان و سایر عوامل جوی ساخته شده و همین پایداری برج از سال 2007 تاکنون در مقابل آب و هوای یخبندان روسیه برای همه سوال برانگیز است. بعد از اتمام ساخت این برج چوبی مدیران 18 شرکت بزرگ خانه سازی در روسیه و رسانه های این کشور برای دیدن این برج به محل ساخت آن رفتند و از پشتکار نیکولای ساتیاگین شگفت زده شدند، او نیز در مورد مراحل ساخت و نحوه اجرای آن توضیحات کاملی به رسانه ها و مدیران ارائه کرد. تصویر زیر نیکولای ساتیاگین را در کنار برج چوبی اش نشان میدهد.

      اکنون دیگر نیکولای به شهرت رسیده بود اما چه فایده که تمام دارایی خود را خرج ساختن برج چوبی کرده بود و دیگر هیچ سرمایه ای نداشت، سوتیاگین بیچاره با همسرش در 4 اتاق سرد که در طبقه همکف برج قرار داشتند به زندگی ادامه می دهند.اما همسایگان او نظرات متفاوتی دارند عده ای خانه را شبیه هیولا عده ی دیگر برج را مایه افتخار شهر و تعدادی نیز آن را مستعد آتش سوزی مهیب و بی خانمانی همه ی مردم شهر می دانند. جالب است بدانید این برج معروف!! آسانسور ندارد و برای دسترسی به طبقات آخر برج باید از نردبان استفاده کرد.

پی نوشت: این همه برج ساختن فقط برای زندگی در 4 اتاق  عجیبه نظر شما چیه؟

Share

عجایب 7 گانه ژاپن

وقتی نام ژاپن شنیده می شود ذهن خود به خود درگیر واژه ای به نام سامورایی می شود. سامورایی ها مردمان عجیبی بودند شاید بهتر باشد بگویم ژاپنی ها مردمان عجیبی هستند. اگر فول نت را دنبال کنید بعد ها بیشتر در مورد این کشور شگفتی ساز خواهم نوشت.

راستی آخرین و یکی از جالب ترین فیلم هایی که در مورد سامورایی ها دیدم “The Last Samurai” بود، اگر تا به حال این فیلم را ندیده اید دیدنش خالی از لطف نخواهد بود.

- معبد کیومیزو، کیوتو

کیومیزو، یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌ شده‌ترین معابد کیوتو است که معبد بودایی‌های «تندی» به‌ شمار می‌رود. این معبد در سال 778 میلادی بنا شد اما ساختمان‌های جدید آن که محل بازدید گردشگران است در سال 1633 میلادی ساخته شده‌اند. از جمله ویژگی‌های این معبد، معماری منحصر به فرد آن است که با وجود پیچیدگی و استحکام بالای خود، هیچ‌گونه میخی در آن به کار نرفته است. کیومیزو به معنای «آب زلال» است که به واسطه آبشار نزدیک معبد، روی آن نام‌گذاری شده و بنا شدن معبد روی کوه اوتوا، نما و منظره‌ای زیبا را پیش روی آن قرار داده است.

 

- قلعه هیمجی، هیمجی

قلعه هیمجی که از آن به عنوان یکی از زیباترین نمونه‌های برجای مانده از معماری چند وجهی قلعه‌های ژاپنی نام برده می‌‌شود در سال 1333 میلادی بنا شد. این معبد به دلیل در امان ماندن از بمباران‌های گسترده و ویران‌کننده منطقه هیمجی در دوران جنگ جهانی دوم، هم‌ چنین به عنوان یکی از سالم‌ترین قلعه‌های باستانی این کشور محسوب شده و امروزه از جمله بزرگترین و پرجاذبه‌ترین قلعه‌های ژاپن به شمار می‌رود. گفتنی است از دلایل مهم ایمن ماندن این قلعه وجود شبکه‌ای مستحکم از 83 ساختمان با سیستم‌های دفاعی پیشرفته بوده و هم‌چنین وجود دیوارهای ضخیم و مسیری پر پیچ‌و‌خم در اطراف آن که باعث سردرگمی مهاجمان می‌شد و هیچ‌گونه راهی را برای نفوذ دشمنان باقی نمی‌گذاشت.

ادامه مطلب »

Share

اکثریت نادان و اقلیت خائن

اوریانا فالاچی در یک مصاحبه از وینستون چرچیل سوال می کند: “آقای نخست وزیر، شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آن سوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید، اما این کار را نمی توانید در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است، انجام دهید؟”

وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد: “برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج است که این دو ابزار مهم در ایرلند وجود ندارد”.

خبرنگار دوباره سوال کرد: “این دو ابزار چیست؟”

چرچیل در جواب گفت: “اکثریت نادان و اقلیت خائن“.

Share

ارتش سفالین چین، لشکری خفته در خاک!

ارتش سفالین چین، مجسمه هایی انسان نما هستند که ما در بسیاری از فیلم های چینی یا هالیودی می بینیم اما اکثر ما از جمله خودم، فکر می کنیم این ارتش بیشتر ناشی از افسانه های مشرق زمین است و جنبه خیالی دارد تا واقعیت، اما باید بدانید این ارتش کاملا واقعی است و جزوی از میراث چین باستان به حساب می آید، میراثی که کاملا اتفاقی کشف شد!

وقتی که دهقانان حومه شرقی استان «شیان شانکسی» چین در ماه مارس سال 1974 برای رسیدن به آب در یک و نیم مایلی کوهستان لیشا، مشغول کندن زمین شدند نمی دانستند که گنجینه ای چند هزار ساله زیر خروارها خاک در انتظار آنهاست؛ گنجینه ای از مجسمه های سفالی 8 هزار سرباز چینی که کشف آنها یکی از بزرگ ترین اکتشافات قرن بود. با پیدا شدن این سربازان سفالی، پای باستان شناسان و محققان زیادی به این منطقه باز شد، متخصصانی که در برابر یک سؤال بدون جواب قرار گرفته بودند، اینکه چه دلیلی برای ساخت این مجسمه ها در ابعاد واقعی یک انسان وجود دارد؟!

با اعلام خبر کشف این ارتش سفالی، کند و کاو باستان شناسان در این منطقه به سرعت شروع شد و به این ترتیب راز بزرگی فاش شد، اینکه تمامی مجسمه های کشف شده متعلق به سربازان و اسب های سفالی ای هستند که از زمان مرگ «کین شی هوآنگ»، اولین امپراتور چین همراه او دفن شده بودند. باستان شناسان دوران سلطنت کین شی هوآنگ را 221 سال قبل از میلاد مسیح تخمین زده و به این نتیجه رسیده اند که اولین امپراتور چین برای اینکه بتواند در دنیای دیگر هم فرمانروایی کند تمام سفالگران و مجسمه سازان آن زمان چین را به خدمت گرفت و به آنها دستور داد هزاران مجسمه سرباز سفالی را بسازند تا با ارتشی سفالی به سرزمین مردگان برود، چون باور داشت که این ارتش پس از مرگ از او محافظت خواهد کرد. این جنگجویان سفالی با آرایش جنگی در یک و نیم کیلومتری مقبره امپراتور و رو به سرزمین های دشمن دفن شده اند، طوری که بین دشمن و مقبره امپراتور قرار بگیرند.

نکته جالب اینجاست که این سربازها دقیقاً به اندازه واقعی یک انسان ساخته شده اند و نوع پوشش و کلاه آنها کاملاً شبیه سربازان چین در دوران باستان است. از آنجا که این آثار باستانی در نزدیکی کوه لیشان کشف شدند، به نظر می رسد که مصالح لازم برای ساخت یک گورستان پر از سرباز از همین کوه تهیه شده باشد. مقبره عظیم کین شی هوآنگ هم دقیقاً مثل محوطه امپراتوری خود اوست. در این گورستان، کاخ ها، ساختمان ها و اتاق های زیادی وجود دارد؛ تالارها، دیگر بناها و محوطه اطرافشان با دیوارهای بلند محصور شده اند.

ادامه مطلب »

Share

بزرگترین گنج دنیا در ایران که هنوز کشف نشده است

چند روز پیش مطلبی به عنوان “بزرگترین گنج های دنیا که گم شده اند” را منتشر کردم اما یکی از خوانندگان عزیز تذکر دادند که این لیست یک گنجینه کم دارد پس از ایشان خواستم لطف کنند و مطلبی در مورد آن برایم ارسال کنند تا به این لیست اضافه کنم. این گنجینه که ممکن است بزرگترین گنج دوران هم باشد در ایران مدفون شده و سرنوشت بسیار جالبی دارد.

نویسنده مهمان: مجتبی موسوی

 

گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان، داریوش سوم هخامنشی که در سالهای 380 تا 330 قبل از میلاد می زیست، شاید بزرگترین گنج تمام دوران ها باشد. بخشی از این گنج را امپراتور مقدونیان، اسکندر (232 – 356 ق.م) زمانی که در سال های حدود (334 ق.م) کشور پادشاهی ایران را تسخیر و گنجینه های شوش، ایسوس (شهری در کشور ترکیه کنونی)، دمشق و تخت جمشید را چپاول کرد به تاراج برد.

امپراتور فاتح تنها در تخت جمشید حدود 9,000 تالنت طلا و 40,000 تالنت نقره به غنیمت گرفت. هر تالنت با معیارهای امروزی حدود 2.26 کیلوگرم بود، یعنی بیش از 1000 تن یا به حساب دیگر بیش از 50 کاروان بزرگ از حیوانات بارکش که فقط غنیمت یکی از شهر های ایران را با خود حمل می کردند.

اما آمار نهایی شهر های ایران کمی تکان دهنده است. مورخ و وقایع نویس باستانی یونان، «دیودور» چنین نگاشته است که “اسکندر کبیر گنجهای حاصل از تمام گنج خانه های تسخیر شده ایران را بر بیش از 3,000 شتر بارکش و 10,000 جفت قاطر (بیش از 23,000 حیوان بارکش) سوار کرد و به کشور خود برد. اسکندر در آن زمان در ایران بدون احتساب بخشی از گنجینه ها که داریوش سوم به نقاط امن برده بود، 750,000 تالنت (حدود 19,650 تن) یعنی تقریبا 980 کامیون باری 20 تنی پر از طلا و نقره به غنیمت گرفت، البته بدون محاسبه سنگ ها، جواهرات و هزاران شی گران بهای دیگر!

بنا بر نگارش های باستانی، وقتی که او بعد ها با ارتش خود به مصر لشکر کشی کرد، دستور داد که سپرهای حفاظتی سربازانش را با نقره خالص آب کاری کنند که نشان از عظمت غارت لشگر مقدونی در ایران بود.

اما سرنوشت باقی گنجینه ها چه شد؟

داریوش با کاروان کوچکی از گنجهایش به اقامتگاه تابستانی خود در هگمتانه (شهر همدان کنونی) رفت. بنا به نگارش های باستانی “داریوش هخامنشی قبل از آن که بمیرد دستور داد که تمام طلاها، نقره ها و اشیای قیمتی دیگر را در نزدیکی شهر دفن کنند. وقتی که اسکندر اقامتگاه تابستانی را به تسخیر در آورد، هیچ اثری از گنج بر جای نمانده بود. اسکندر نیروهایش را وادار کرد هفته ها در اطراف شهر بدنبال گنج مدفون بگردند که جستجویی بی حاصل بود.”

این گنجینه که به گفته کارشناسان حدودا نصف دارایی خاندان هخامنشی بوده، برای بازسازی ایران و جمع آوری لشکری انبوه توسط داریوش حمل می شده است.

نزدیک به 250 سال بعد، سردار رومی مارکوس لیزینیوس کراسوس (53 – 115 ق.م) به جستجوی این گنجینه طلا پرداخت و برای آن حتی با پارتها، یکی دیگر از اقوام آسیای صغیر جنگ کرد؛ پارتها در آن زمان سلسله پادشاهی جدیدی را در ایران بر پا کرده بودند (سلسله اشکانیان). سرداران رومی ژولیوس سزار ( 44 – 100 ق.م)، مارکوس آنتونیوس (30 – 83 ق.م) و همچنین امپراتور روم، نرون (68 – 37 میلادی) نیز، همگی بدون هیچگونه موفقیتی به جستجوی گنج افسانه ای داریوش پرداختند.

در سال 1973 (1352 شمسی) شاه وقت ایران دستور کاوش این گنج را داد؛ یک هیئت آمریکایی با پیشرفته ترین تجهیزات حفاری و اکتشاف به کار پرداخت، اما نتوانست گنج را پیدا کند.

به این ترتیب: گنجینه طلای داریوش تا به امروز همچنان در مکانی به شعاع 100 کیلومتر، در اطراف شهر همدان خفته است. گنجینه ای که معلوم نیست کی و کجا بیدار شود و جهانیان را محو عظمتش کند.

Share

بزرگترین گنج های دنیا که گم شده اند

چند هفته پیش، ماجرای کشف گنج حیرت انگیزی در هندوستان و ارزش بی نظیر آن (تقریبا 20 میلیارد دلار) تبدیل به یکی از مهم ترین اخبار رسانه ای شد. در این گزارش به سراغ مهم ترین گنج های گمشده تاریخ رفتیم. زیبایی و زرق و برق این گنج‌ها، چشم‌ها را کور می‌کرد، کمرها را مقابل قدرت‌ها خم می‌کرد و آب دهان‌ها را برای داشتن کمی از آن راه می‌انداخت! اما حالا آنها کجا هستند؟ چه اتفاقی برایشان افتاده است؟ اینها شش گنج بزرگ دنیا هستند که معلوم نیست در دستان چه کسی و در کجا مخفی شده اند.

- اتاق کهربا (همان اتاق پر سروصدای زمان هیتلر)

کسانی که اتاق کهربا را دیده بودند، می‌گفتند باید آن را هشتمین پدیده عجیب دنیا دانست. شاید بتوان گفت این منحصربه‌فردترین گنج گمشده تاریخ باشد؛ اتاقی که تمام دیوارهایش با کهربا و انوع جواهرات قیمتی و آینه‌های طلاکاری‌شده و چهار نوع موزائیک‌کاری فلورانسی تزئین شده ‌بود. این اتاق که 11متر مربع بزرگی‌اش بود، سال ۱۷۱۶ میلادی برای فردریک اول پادشاه پروس در نزدیکی کاخ کاترین در سن‌پترزبورگ روسیه ساخته شد. اگر این اتاق امروز وجود داشت، ارزش آن بیش از 142 میلیون دلار بود. آوازه دلربایی این اتاق به گوش آدولف هیتلر هم رسیده بود و هنگامی که او با ارتش نازی به روسیه حمله کرد، کوشید این اتاق را همراه خودش به آلمان ببرد. اما با اولین تکان‌ها چندین تن جواهرات و تزئینات اتاق شروع به خرد شدن کردند. هرچند او تلاش کرد با چسباندن کاغذ دیواری مانع از فرو ریختن آن شود، اما این اقدام هم بی‌فایده بود. سال 1941 نازی‌ها بخش های زیادی از شهر را فتح کردند و سال 1945 بار دیگر روسیه آن را پس گرفت. اما از آن روز دیگر کسی از این اتاق اطلاعی ندارد.

- ثروت هنگفت لیما

لیما – پایتخت کشور پرو – در سال ۱۸۲۰ میلادی صحنه شورش‌ها و اعتراضات بزرگ مردم بود. برای همین حاکمان پرویی تصمیمی گرفتند که جواهرات شهر را برای اینکه در این هرج و مرج‌ها سرقت نشود، به مکزیک منتقل کنند؛ گنجی عظیم که شامل چندین تن جواهرات به صورت سنگ، شمعدان‌های طلا، دو مجسمه طلایی از مریم مقدس و تعداد زیادی ظروف سلطنتی دیگر بود، این گنج به قیمت امروز بیش‌ از 60 میلیون دلار ارزش داشت. آنها ریاست این کشتی‌ها را به کاپیتان ویلیام تامپسون سپردند؛ غافل از اینکه او خود سرکرده دزدان دریایی بود! پس از سرقت، دزدها تصمیم گرفتند جواهرات را به جزیره کوکاس در اقیانوس هند برده و تا آب‌ها از آسیاب بیفتد، همان‌جا نگه ‌دارند. ارتش مکزیک هم بیکار ننشست و آنها را تا جزیره تعقیب کرد. برای همین دزدها جنگل‌های انبوه جزیره را برای پنهان شدن انتخاب کردند و این آخرین خبر از دزدان گنج بزرگ لیما بود. تاکنون 300 گروه به جست‌وجوی این گنج رفته‌اند اما به موفقیتی دست پیدا نکرده‌اند.

- گنجینه مونته‌زوما زیر گل و لای

اول جولای 1520، برای مکزیکی‌ها روز خونباری بود؛ روزی که ارتش اسپانیا با خشونت، تمام تمدن کهن آزتک را از پای درآورد. درحالی که شهر به طور کامل توسط ارتش اسپانیا محاصره شده بود «فرمانده هرناندو کورتز» و سربازانش به نبرد ادامه می‌دادند تا اینکه شکست آنها تقریبا قطعی‌ شد. برای همین، سربازان مدافع شهر به دستور فرمانده، جواهرات را در گوشه‌ای جمع کردند تا در یک زمان مناسب همراه آنها از شهر بگریزند. اما اسپانیایی‌ها پیش از عملی شدن نقشه وارد شهر شدند و سربازها هم مجبور شدند تا بی‌درنگ همه جواهرات را به قعر دریاچه تزنوکو بریزند. ظروف نقره و طلا و سنگ‌های گران‌قیمت فراوانی که حاصل سال‌ها امپراتوری آزتک بود، به دریاچه ریخته شد تا اولا به ‌دست مهاجمان نیفتد و بعد هم اگر امکانش بود روزی به آنجا برگردند و میراث آباو اجدادی‌شان را بردارند. اما کسی زنده نماند و آنهایی هم که توانستند بگریزند دیگر هیچ‌گاه نتوانستند به شهر باز گردند. اکنون گفته می‌شود این گنج عظیم پس از پنج قرن هنوز دست نخورده در میان گل و لای دریاچه پنهان شده است. در سال‌های اخیر تلاش زیادی برای دستیابی به این جواهرات صورت گرفته است. حتی یکی از رئیس‌جمهورهای مکزیک دستور لایروبی دریاچه را داد، اما نتیجه‌ای نداشت!

 - گنج ریش ‌سیاه (در آخرین فیلم دزدان دریایی کارائیب به این کاپیتان اشاره شده)

بلک‌بِرد یا ریش سیاه، دزد دریایی مشهوری بود که تنها در طول دو سال (۱۷۱۶ تا ۱۷۱۸) ثروت بزرگی برای خودش دست و پا کرد. دوره، دوره چپاول طلا و نقره بود و هر کشوری طلای بیشتری داشت، قدرت‌مندتر بود. اسپانیایی‌ها در این مورد سرآمد دیگران بودند و با استخراج معادن در مکزیک و آمریکای جنوبی این جواهرات را در کشتی‌های بزرگ به اسپانیا منتقل می‌کردند و این بهترین فرصت برای ریش سیاه و دوستانش بود. آنها سر فرصت روی آب‌های اطراف اسپانیا گشت می‌زدند تا سر و کله کشتی‌های اسپانیایی پیدا شود و آن وقت به غارت کشتی می‌پرداختند. بعد هم شخصا تمام جواهرات را در جایی دفن می‌کرد. ریش سیاه دیگر حسابی برای خودش در شرارت نامی دست و پا کرده بود. طولی نکشید که بالاخره در ۱۷۱۸ دستگیر و اعدام شد. اما هیچ‌کس نفهمید که او آن همه گنج و ثروت را کجا مخفی کرد! تا مدت‌ها افراد زیادی دنبال این گنج افسانه‌ای رفتند، حتی در سال ۱۹۹۸ کشتی غرق ‌شده او را از زیر آب بیرون آوردند، اما حتی یک نشانه هم از گنج به دست نیامد. محققان حدس می‌زنند که این گنج در جزایر کارائیب یا خلیج ویرجینیا و شاید هم غارهای جزیره کایمان دفن شده باشد.

 - گنج فرعون

شگفتی سراسر وجود هوارد کارتر را فراگرفته بود. کسی‌که سال ۱۹۲۲ توانست محل دفن فرعون مشهور مصر، توت‌آنخ‌آمون را پیدا کند. راه ورود به مقبره و بعد، راه رسیدن به این اتاق‌ها آن‌قدر پیچیده بود که سال‌ها طول کشید تا کارتر توانست نقشه آنها را بکشد. در روایات آمده بود کنار مقبره فرعون، اتاق‌های بزرگ پر از صندوق‌های مخصوص جواهرات و مجسمه‌های قیمتی بود. اما وقتی سراغ جواهرات مقبره رفتند، اثری از آنها نبود! این شاید مرموزترین و عجیب‌ترین سرقت تاریخ باشد؛ چراکه مسیر دستیابی به مقبره فوق‌العاده پیچیده بود و پیدا کردن مسیر از فهم افراد عادی خارج بود. ضمن اینکه انتقال این‌ همه ثروت و عتیقه، بدون اینکه کسی متوجه شود امکان‌پذیر نبود. برخی تاریخدانان معتقدند که سرقت این جواهرات کار همان معمارانی است که قرن ها قبل از میلاد مسیح، این مقبره را طراحی کرده و احتمالا همان نزدیکی‌ها بار دیگر آن را مدفون کرده‌اند تا سر فرصت و دور از چشم خاندان سلطنتی مصر، آنها را جابه‌جا کنند. فرضیه دیگری هم وجود دارد. سال‌ها بعد، پادشاهی به نام هریهور جانشین رامسس دهم شد. در آن زمان مصر مانند گذشته شوکت و جلال نداشت. برای همین عده‌ای معتقدند که هریهور به فرزندش دستور داد تا از جواهرات قبر فرعون برای قبر آینده او استفاده کنند و جای دفنش را هم به کسی نگویند! اکنون هم مقبره هریهور نامعلوم است.

 - صندوق مقدس (صندوقچه عهد در اسلام)

در طایفه باستانی بنی‌اسرائیل، صندوق گنج معروفی بود که به اعتقاد آنها در زمین مقدس‌تر از آن وجود نداشت. حاکم اصلی و مرکزی بنی‌اسرائیل، مامور این صندوق کذایی بود که طبق کتاب مقدس، برای خداوند نگهداری می‌شد. 112 سانتی‌متر طول، 66 سانتی‌متر عرض و 66 سانتی‌متر هم ارتفاع این صندوق ساخته شده از جنس چوب اقاقیا بود. داخل و بیرون طلا اندود شده، نقش و نگارهای زیبای طلایی و دو مجسمه طلایی فرشته در چپ و راست صندوق، آن را از هر حیث ارزشمند می‌کرد. داخل صندوق دو تخته سنگ که روی آن 10 فرمان موسی حک شده بود قرار داشت. آنها معتقد بودند این گنجینه مقدس، مردم و اموالشان را در مقابل خطرات و بلاها حفظ می‌کند. 607 سال پیش از میلاد، بیت​المقدس که پایتخت بنی‌اسرائیل بود و این صندوق در معبد سلیمان نگهداری می‌شد، به‌وسیله بابِلی‌ها محاصره شد. در یک جنگ خونبار، بیش از یک میلیون نفر کشته و تعداد زیادی آواره شدند. 70 سال بعد، وقتی بنی‌اسرائیل به شهرشان بازگشتند، اثری از صندوق مقدس پیدا نکردند. به راستی چه اتفاقی برای این صندوق و محتویات داخلش افتاده که تابه‌حال اثری از آن یافت نشده است؟ مهم‌ترین فرضیه این است که عبریان، پیش از آغاز جنگ آن را جایی مخفی کردند تا به دست بابلی‌ها نیفتد. برخی هم معتقدند که این صندوق گرانبها توسط بابلی‌ها معدوم شده است.

منبع: juvenilegems

Share

Powered by WordPress | Compare cell phone plans at BestInCellPhones.com. | Thanks to Free Sprint phones, Video Game Soundtracks and Fat Burning Furnace