آرشيو ‘معماری و عمرانی’

بلندترین برج چوبی جهان یا عجیب ترین معمار جهان!؟

مدیر نویسندگان : ناصر کربلایی

       آرخان گِلسک شهری در شمال غربی روسیه است که از طرف مردمان محلی به شهر برجهای چوبی معروف است، بیشتر خانه های این شهر از جنس چوب و با ارتفاع حداقل دو طبقه ساخته شده اند . اما چیزی که باعث شهرت و خاص بودن این شهر کوچک شده بدون شک بلندترین برج چوبی جهان است که 13 طبقه (43 متر) ارتفاع دارد و از لحاظ ارتفاع حدوداً به نصف برج بیگ بن لندن می رسد و به خانه گانگستر چوبی معروف است.
نیکولای ساتیاگین مالک و آرشیتکت این خانه است. نیکولای در سال 1992 شروع به ساخت این خانه نمود و طی 15 سال بعد از آن به تنهایی مراحل ساخت این برج را بر عهده داشت او در ابتدا تصمیم داشت بلندترین برج چوبی شهر خودشان را بسازد اما بعداً تصمیمش را عوض کرد و تصمیم گرفت بلندترین برج چوبی دنیا را بسازد.

    احتمالا دوست دارید داستان معماری فانتزی و عجیب این برج را بدانید، داستان از اینجا شروع میشود که نیکولای برای دیدن بلندترین سازه های چوبی دنیا و نحوه معماری و ساخت آنها به چند کشور مختلف از جمله ژاپن و نروژ سفر کرده بود و طی این سفرها به این نتیجه رسید که سقف خانه دو طبقه خود را که در حال تخریب بود نوسازی و روی آن سه طبقه دیگر اضافه کند. پس از اضافه کردن سه طبقه، او از نتیجه کار راضی نشد و دوباره شروع به اضافه کردن طبقات دیگر یکی بعد از دیگری کرد تا جایی که خانه در طبقه سیزدهم به پایان رسید. کار نیکولای از دو جهت برای همه عجیب بود اول اینکه او به تنهایی و بدون کمک گرفتن از هیچ شخص دیگری تمامی مراحل ساخت برج از کشیدن نقشه تا ساخت نوک برج را بر عهده داشت و دوم اینکه این برج بدون هرگونه مهار کافی و مقاوم در  مقابل باد و طوفان و سایر عوامل جوی ساخته شده و همین پایداری برج از سال 2007 تاکنون در مقابل آب و هوای یخبندان روسیه برای همه سوال برانگیز است. بعد از اتمام ساخت این برج چوبی مدیران 18 شرکت بزرگ خانه سازی در روسیه و رسانه های این کشور برای دیدن این برج به محل ساخت آن رفتند و از پشتکار نیکولای ساتیاگین شگفت زده شدند، او نیز در مورد مراحل ساخت و نحوه اجرای آن توضیحات کاملی به رسانه ها و مدیران ارائه کرد. تصویر زیر نیکولای ساتیاگین را در کنار برج چوبی اش نشان میدهد.

      اکنون دیگر نیکولای به شهرت رسیده بود اما چه فایده که تمام دارایی خود را خرج ساختن برج چوبی کرده بود و دیگر هیچ سرمایه ای نداشت، سوتیاگین بیچاره با همسرش در 4 اتاق سرد که در طبقه همکف برج قرار داشتند به زندگی ادامه می دهند.اما همسایگان او نظرات متفاوتی دارند عده ای خانه را شبیه هیولا عده ی دیگر برج را مایه افتخار شهر و تعدادی نیز آن را مستعد آتش سوزی مهیب و بی خانمانی همه ی مردم شهر می دانند. جالب است بدانید این برج معروف!! آسانسور ندارد و برای دسترسی به طبقات آخر برج باید از نردبان استفاده کرد.

پی نوشت: این همه برج ساختن فقط برای زندگی در 4 اتاق  عجیبه نظر شما چیه؟

Share

عجایب 7 گانه ژاپن

وقتی نام ژاپن شنیده می شود ذهن خود به خود درگیر واژه ای به نام سامورایی می شود. سامورایی ها مردمان عجیبی بودند شاید بهتر باشد بگویم ژاپنی ها مردمان عجیبی هستند. اگر فول نت را دنبال کنید بعد ها بیشتر در مورد این کشور شگفتی ساز خواهم نوشت.

راستی آخرین و یکی از جالب ترین فیلم هایی که در مورد سامورایی ها دیدم “The Last Samurai” بود، اگر تا به حال این فیلم را ندیده اید دیدنش خالی از لطف نخواهد بود.

- معبد کیومیزو، کیوتو

کیومیزو، یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌ شده‌ترین معابد کیوتو است که معبد بودایی‌های «تندی» به‌ شمار می‌رود. این معبد در سال 778 میلادی بنا شد اما ساختمان‌های جدید آن که محل بازدید گردشگران است در سال 1633 میلادی ساخته شده‌اند. از جمله ویژگی‌های این معبد، معماری منحصر به فرد آن است که با وجود پیچیدگی و استحکام بالای خود، هیچ‌گونه میخی در آن به کار نرفته است. کیومیزو به معنای «آب زلال» است که به واسطه آبشار نزدیک معبد، روی آن نام‌گذاری شده و بنا شدن معبد روی کوه اوتوا، نما و منظره‌ای زیبا را پیش روی آن قرار داده است.

 

- قلعه هیمجی، هیمجی

قلعه هیمجی که از آن به عنوان یکی از زیباترین نمونه‌های برجای مانده از معماری چند وجهی قلعه‌های ژاپنی نام برده می‌‌شود در سال 1333 میلادی بنا شد. این معبد به دلیل در امان ماندن از بمباران‌های گسترده و ویران‌کننده منطقه هیمجی در دوران جنگ جهانی دوم، هم‌ چنین به عنوان یکی از سالم‌ترین قلعه‌های باستانی این کشور محسوب شده و امروزه از جمله بزرگترین و پرجاذبه‌ترین قلعه‌های ژاپن به شمار می‌رود. گفتنی است از دلایل مهم ایمن ماندن این قلعه وجود شبکه‌ای مستحکم از 83 ساختمان با سیستم‌های دفاعی پیشرفته بوده و هم‌چنین وجود دیوارهای ضخیم و مسیری پر پیچ‌و‌خم در اطراف آن که باعث سردرگمی مهاجمان می‌شد و هیچ‌گونه راهی را برای نفوذ دشمنان باقی نمی‌گذاشت.

ادامه مطلب »

Share

پلی که بر اثر “تف” تخریب شد!

اگر به یاد داشته باشید قرار شده بود بخش جدیدی در سایت برای مباحث ناب و جالب عمران و معماری باز کنیم که با اینکه دو نفر برای همکاری اعلام آمادگی کردند ولی یکهو کمرنگ شدند اما به هر حال اگر کمکی هم نباشد خودم سعی می کنم با همین اندک وقتم این بخش را زنده نگه دارم.

شاید باورش سخت باشد که می شود با تف یک پل عظیم فلزی را نابود کرد اما خوب می شود! پل Howrah واقع در کلکته هند که در سال 1943 توسط بریتانیا ساخته شده و شاید مشهورترین سازه این شهر هم باشد بر اثر بزاق انسان در حال تخریب است. این سازه عظیم که نزدیک به 70 سال است سرپاست حالا بر اثر تف مردم، با مشکل شدید خوردگی روبه روست، ورق های پایه این پل که ضخامتی معادل 6 میلی متر داشته اند بر اثر خاصیت اسید بزاق انسان حالا فقط 3 میلی متر ضخامت دارند.

این پل که روزانه بیش از 100,000 وسیله نقلیه و بیش از 150,000 نفر را منتقل می کند اخیرا به بزرگترین چالش مهندسان هندی تبدیل شده و همه سعی کی کنند به هر نحوی شده آن را از خطر نابودی حفظ کنند.

نکته اخلاقی: راستی تا یادم نرفته بگویم ملت عظیم هند نه به خاطر سال ها استعماری که توسط اینگلیسی ها شده اند، نه به خاطر سال ها کارشکنی ها که در حقشان شده و نه به خاطر هزاران مورد دیگر، این پل را مورد عنایت قرار می دهند بلکه دلیل این رفتار آن ها هیچ ربطی به کشور سازنده نداشته و ندارد. آن ها ترجیح می دهند دیپلماسی را در وزارت امورخارجه حل کنند تا سفارت خانه!

Share

پل تاکوما بزرگترین شکست مهندسی و نقطه ای شروع برای پرواز

مقدمه: دوستان عزیز، حقیقتش را بخواهید مدتی بود که در فکر افزودن بخش خاصی با محتوای عمرانی به سایت بودم. شاید چون خودم به این رشته بسیار علاقه مند هستم و نیم چه سوادی هم در موردش دارم جای آن را در سایت خالی می دیدم. فعلا دوستان عزیزم ناصر جان که مهندس عمران هستند و سعید بزرگوار که مهندس معمار هستند بنده را در این امر یاری می کنند اما از شما هم در خواست می کنم اگر به این بخش علاقه مندید به کمک ما بیایید تا به کمک هم بخشی مفید را برای جامعه عمرانی کشور بسازیم.

فعلا این بخش فقط به صورت یک شاخه در سایت ایجاد می شود ولی در صورت همکاری شما و حرکت به سوی تخصصی شدن بخشی جدا از سایت ساخته خواهد شد که محبوبترین های آن در صفحه اصلی نمایش در خواهد آمد.

به امید جامعه ای بهتر و خوش فکر تر با ساختمان هایی زیبا تر و کار آمد تر.

نکته: قطعا مطالب عمرانی که در صفحه اصلی قرار خواهند گرفت بسیار جالب و خواندنی خواهند بود و مطالب تخصصی در صفحه اصلی قرار نخواهند گرفت.

—————————————————————————

تهیه و تنظیم: ناصر کربلایی

7 نوامبر 1940 را می توان یک روز بزرگ و البته ناگوار برای مردم شهر واشنگتن به حساب آورد، خبر بزرگ آن روز تخریب کامل و فروپاشی تاکوما (همان پل معروفی که فیلم تکان های شدید آن حتی در فیلم های سینمایی هم استفاده شده و شاید بسیاری از ما با دیدن این فیلم به صحت آن شک کرده ایم) باریکترین پل ایالت واشنگتن بود. پل تاکوما بسیار آسان از رابط ها و کابل ها جدا شد و به آبهای رودخانه سقوط کرد. دلیل این که چرا و چگونه این اتفاق رخ داد مسئله ای است که به تازگی پاسخ های قابل قبول برای آن ارائه شده است.

پل تاکوما به عنوان کوتاه ترین مسیر برای تردد بین واشنگتن و سواحل شبه جزیره المپیک بود. این پل بسیار باریک احداث شده بود و این بدان معنی بود که دولت به این فکر بود که در زمانی دیگر نسبت به احداث پلی جدیدتر و مدرن تر اقدام کند .

در سال 1930 در آمریکا، روند ساخت پل های باریک، بلند، طولانی و معلق بسیار مورد توجه مهندسین بود. معماران و مهندسان برای ساخت این پل به دنبال بهترین، سبک ترین و باریک ترین طرح ممکن بودند .پس از طراحی های مختلف، طرح نهایی پل با طول 1810 متر و عرض 9.11 متر و 39 درز انقباض و انبساط نهایی و عملیات ساختن پل آغاز شد. مهندسین برای ساخت کف پل از صفحات فولادی بشقابی شکل بسیار سبک وزن استفاده می کردند اما آیا این صفحات برای ساخت این پل مناسب بودند؟ جواب اکثر مهندسین و طراحان بدون شک مثبت بود. عملیات ساخت پل همچنان با سرعت پیش می رفت و پل برای عبور و مرور 10 سال بعد در 1 جولای سال 1940 افتتاح شد.

اما مدتی از افتتاح پل نگذشته بود که همه مردم واشنگتن متوجه شدند که این پل با پایه های بسیار بلند خود آنقدرها هم که مهندسین ادعا می کردند ایمن نیست و همین پایه های بلند نقطه ضعفی در ایمنی این پل است. ظرف مدت کوتاهی کارشناسان متوجه شدند در زمان برخورد باد با پل حرکت های غیرعادی در امتداد مسیرطولی در پل اتفاق می افتد، آنها شروع به جستجوی راه حلی برای این مشکل کردند و به این نتیجه رسیدند برای برخی از این نوسانات می توان با نصب جک های هیدرولیکی و کابل های فولادی قویتر از ستون به کف پل تا حدود زیادی پل را در مقابل باد ایمن کرد با این حال درست در میانه پل حرکت های محسوس موج دار برای مردم تبدیل به یک عادت شده بود.

با گذشته زمان رانندگان نکته عجیبی در این پل کشف کردند آن ها متوجه شدند که خودرویی که در جهت مقابل با فاصله زیاد به سمت آنها می آید برای چند لحظه ناپدید و دوباره ظاهر می شود آنها اسم این نقطه از پل را دره پل گذاشته بودند. این حرکت های محسوس پل برای مردم تبدیل به یک سرگرمی شده بود بطوری که مردم از نقاط دور برای رانندگی به این پل می آمدند. مردم محلی به سرعت برای این پل نام “Galloping Gertie ” را انتخاب کردند.

در 7 نوامبر 1940 ، پس از گزارش هواشناسی مبنی بر عبور بادهایی با سرعت بیش از 35 مایل (56.3 کیلومتر بر ساعت) پلیس ایالتی و بزرگراه در ساعت 10 صبح راه پل را به روی رانندگان بست. در آن زمان خوشبختانه تنها یک نفر هنوز روی پل بود و وی درست قبل از فروپاشی پل موفق به خروج از آن شد. جمعیت همانطور که از شدت هیجان در جای خود میخکوب شده بودند دهانه مرکزی پل را که شروع به چرخیدن کرده و از یک سمت شروع به حرکت موج دار می کرد مشاهده می کردند. دیگر همه می دانستند که این پل نمی تواند بیش از این مقاومت کند و زمان تخریب و سقوط تمام پل نزدیک است.

در حدود 10:30 صبح، اولین تکه از پیاده رو پل شروع به سقوط کرد در 11:02، کابلهای بزرگ دهانه مرکزی شروع به تکه تکه شدن کردند و بخش غربی پل به درون آب سقوط کرد. در 11:09 بخشهای باقی مانده از دهانه مرکزی پل نیز فرو ریخت و از پل فقط 2 قسمت چسبیده به پایه های میانی باقی ماند.

اما پس از این حادثه یک سوال ذهن تمام مهندسین را به خود مشغول کرده بود و آن این بود: “چرا با وجود در نظر گرفتن تمام معیارهای مهندسی این پل فرو ریخت؟” جواب این سوال می توانست به کشف قوانین تازه ای از فیزیک و آیرودینامیک کمک کند.

اما برای جواب این سوال چند فرضیه مطرح شد:

- فرضیه اول این بود که که وزش باد باعث تخریب پل شده است. اما پس از ساخت مدل و انجام تست های مهندسی معلوم شد که این فرضیه غلط است.

با مطالعه دیگر فرضیه ها مشخص شد در واقع، فرو ریختن تاکوما ترکیبی از عوامل بسیار از جمله معایب طراحی بود. ساخت عرشه (کف) پل با استفاده از صفحات بشقابی با ضخامت کم برای کاهش وزن پل به جای خرپا موجب شد که این پل پایداری کمتری داشته باشد. همچنین طول 8/1 کیلومتری این پل برای عرض آن بیش از حد طولانی بود. پلی با عرض بیشتر ممکن بود از این حادثه جان سالم به در ببرد اما سواره رو تاکوما بیش از حد معمول برای تحمل این همه فشار باریک بود.

بعدها مشخص شد در تخریب تاکوما آیرودینامیک و یک پدیده عجیب و غریب به نام خود تحریکی نیز نقش داشته است. این پدیده این گونه عمل می کند که وقتی دهانه پل شروع به نوسان می کند و بی ثبات می شود، باعث بی ثباتی بقیه اعضای پل شده و این روند مانند موج پل را به حرکت وا می دارد. بنابراین، وقتی دهانه شروع به حرکت کرد و چرخیدن آن آغاز شد نیروی لازم جهت تخریب پل تامین شد، این پدیده تا زمانی که پل کاملا فرو ریخت ادامه داشت. فیلم سقوط پل تاکوما و همچنین عکسهایی از حالت های عجیب و غریب این پل را با جستجو واژه “Tacoma Bridge” می توانید در اینترنت ببینید.

تاکوما باعث شد بسیاری از مقیاس ها برای ساخت پل تغییر کند و بسیاری روابط جدید به این شاخه اضافه شود. اما با تمام این اوصاف اثر جنگ جهانی دوم و کمبود فولاد در آن برهه ی زمانی را نمی توان در بروز این اتفاق نادیده گرفت. در 14 اکتبر سال 1950 پلی که این بار با استفاده از تجربیات پل قبلی ساخته شده بود افتتاح شد. مهندسان با هزاران مدل سازی که مدت چهار سال طول کشید پلی را ساختند که نتیجه آن سازه بزرگی شد که در حال حاضر بعنوان طولانی ترین پل در محدوده شمال امریکا شناخته می شود.

پی نوشت: جالب است بدانید همین پل را شاید بتوان نقطه شروع پل های عظیم کنونی دانست و شاید اگر این پل نبود اطلاعات ارزشمند بسیاری در مهندسی کشف نمی شد. شاید باور نکنید اما اتفاقاتی از این دست در کشور خودمان هم بسیار رخ داده به ویژه در صنعت سد سازی و قطعا پیشرفت ما در این زمینه مدیون همین تجربه هاست. به راستی شکست خوردن امری طبیعی ست اما درس گرفتن و دوباره بلند شدن کار موفق ترین هاست.

Share

Powered by WordPress | Compare cell phone plans at BestInCellPhones.com. | Thanks to Free Sprint phones, Video Game Soundtracks and Fat Burning Furnace